حرف دلم
نمی گویی چرا نا مهربانم؟
نمی دانی بد اخلاق هوس باز
که بعد از تو به عالم بد گمانم
نمی گویی چرا نا مهربانم؟
نمی دانی بد اخلاق هوس باز
که بعد از تو به عالم بد گمانم

توی دنیا چی می خوای به پات بریزم
همه هستیمو من به سرا پات بریزم
لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو
چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو
بیا تا برات بگم من وجودم مال تو
بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو
اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو
اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو
چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم
واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم
تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی
تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی...
کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت رابخورم ...
کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی
دیدن یک لحظه فقط یک لحظه
از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم ...
کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد ...
تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند ...
کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با
خود نگویم : " آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

گفتی بمون با من بمون گفتم میمونم گفتی با دل تنگی بخون گفتم میخونم
گفتم که مست و عاشقم دیوونه ی تو هر شب خرابم گوشه ی میخونه ی تو
گفتی ببندم عهد رو با یاد تو بستم تاج غرورم را به زیر پات شکستم
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم چون ساغی هر شب می کش میخونه باشم
گفتی که باید خاطرم شرط باشه داغ خیال خسته ام خط تو باشه
گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم
گفتی که دستامو بگیرگفتم میگیرم گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم

گفتم و گریه کردم و پای تو ساختم این دل سربه راه رو آسون به تو باختم